تبليغاتX
و من تکرار می شوم

و من تکرار می شوم

تولدم مبارک

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 13:4  توسط يكي از آدما نوشته شد 

آتش ابراهیم

 

من ادب نمی شوم

ترکه ات را غلاف کن

کف دستانم که هیچ ... دلم هم خون شد

من ادب نمی شوم

قهر نکن نگاهم کن

نگاه تو نفس چشمان من است    به اشک بنشیند خفه می شوم

****

من ادب نمی شوم

باشد تا آخر دنیا یک لنگه پا می ایستم

که تا امروز نه بر پا  که بر باور خود استوار ایستاده ام

من که می دانم دوستم داری

****

باز هم ساکتی خدا؟! من که می دانم هستی

نکند دنبال سیاه چالم رفته ای

من که آدم نمی شوم

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 12:33  توسط يكي از آدما نوشته شد  | 

... ندیدن درست تر بود

 

چشم که می بندی

دیگر چه فرقی می کند

به کدام سو بنگری

از هر سو بنگری

ندیدن همان "ندیدن"

 

 

رد بوسه را نگیر

به نیمکتی پوسیده می رسی

که حافظه اش را در باران

از دست داده است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:53  توسط يكي از آدما نوشته شد  | 

امشب ماه خواب یاس می بیند

 

آسمان را ورق زدم و دیدم

که ماه خونین شده

آسمان را نگاه کردم و دیدم

ماه خیس خیس شده

آسمان را دیدم و فهمیدم

که ماه شکسته

چشمانم را بستم و

آسمان را دیدم

... ماه می خندید ...

... امشب ماه آسمان تکیه بر ستاره اش زده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 19:8  توسط يكي از آدما نوشته شد  | 

FREE

         
ای سرو پای بسته به آزادگی مناز                     آزاده منم که از همه عالم بریده ام
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 21:37  توسط يكي از آدما نوشته شد  |